on the street

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə strit/
1phrase (عبارت)common

عبارت — بی‌خانمان بودن

بی‌خانمان بودنخیابان‌خواب بودن

بی‌خانه و ساکنِ خیابان بودن.

Living outdoors with no permanent home.

«بعد از بیکارشدن، او بی‌خانمان شد.»

After losing work, he was on the street.

«آن پناهگاه به افراد بی‌خانمان کمک می‌کند.»

The shelter helps people on the street.

2phrase (عبارت)informal

عبارت — وارد بازار شدن

وارد بازار شدنمیان مردم پخش شدن

در دسترس مردم بودن یا میان مردم پخش‌شدن.

Available to the public or being circulated publicly.

«گوشی جدید حالا وارد بازار شده است.»

The new phone is on the street now.

«آن شایعه از قبل میان مردم پخش شده است.»

That rumor is already on the street.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000