on the take

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/ɑn ðə teɪk/
phrase (عبارت)informal

عبارت — رشوه‌گیر بودن

رشوه‌گیر بودنفاسد بودن

رشوه‌گیر و فاسد بودن.

Accepting bribes or acting corruptly.

«آن مأمور متهم شد که رشوه می‌گیرد.»

The officer was accused of being on the take.

«هیچ‌کس به شهردار رشوه‌گیر اعتماد نداشت.»

Nobody trusted a mayor on the take.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000