once in a blue moon

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/wʌns ɪn ə blu mun/
phrase (عبارت)informal

عبارت — خیلی به‌ندرت

خیلی به‌ندرتگاهی به گاهی

یعنی به‌ندرت و در فاصله‌های زمانی بسیار طولانی.

Very rarely.

«ما خیلی به‌ندرت بیرون غذا می‌خوریم.»

We eat out once in a blue moon.

«او هر از گاهی خیلی کم به پسرعموهایش زنگ می‌زند.»

He calls his cousins once in a blue moon.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000