بازگشت

organized

or·ga­nized/ˈɔːrɡənaɪzd/
adjective (صفت)common
سازمان‌دهی شدهمرتب

به صورت منظم و ساختاریافته مرتب شده یا سازماندهی شده.

Arranged or structured in a systematic way.

«او پرونده‌هایش را به خوبی مرتب نگه می‌دارد.»

She keeps her files well organized.

«رویداد به خوبی سازماندهی شده بود.»

The event was very well organized.

تفاوت با واژه‌های مشابه
systematicسیستماتیک

رسمی. به معنی مرتب و نظام‌مند، معمولاً با organized قابل تعویض است.

Formal. Implies an orderly and methodical arrangement, often used interchangeably with organized.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000