out of sorts

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/aʊt əv sɔrts/
phrase (عبارت)informal

عبارت — بی‌حوصله و ناخوش

بی‌حوصله و ناخوشسرحال نبودن

کمی بیمار، ناراحت یا مثل همیشه نبودن.

Slightly ill, upset, or not feeling like oneself.

«تمام روز سرحال نبوده‌ام.»

I have felt out of sorts all day.

«او امروز صبح کمی ناخوش به نظر می‌رسد.»

She seems out of sorts this morning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000