overburdening

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·bur·den·ing/ˌoʊvərˈbɜːrdnɪŋ/
over-excessive or beyondburdena load or duty-ingpresent participle
verb (فعل)commonpast (گذشته): overburdenedpast participle (مفعولی): overburdened-ing (حال): overburdening3rd (سوم): overburdens

فعل — بار اضافی دادن

بار اضافی دادنمسئولیت بیش از حد گذاشتن

دادن بار یا مسئولیت بیش از حد به کسی، شکل حال استمراری.

Giving someone too much work or responsibility, present participle.

«او با کارهای زیاد خود را بیش از حد تحت فشار گذاشته است.»

She is overburdening herself with too many tasks.

«مدیران باید از بار اضافی گذاشتن روی کارکنان خودداری کنند.»

Managers should avoid overburdening employees.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000