overbred

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

o·ver·bred/ˌoʊvərˈbrɛd/
over-excessive or beyondbreedto reproduce or produce offspring
adjective (صفت)technical

صفت — بیش‌زاد

بیش‌زادبیش از حد پرورش یافته

بیش از حد توسط جفت‌گیری تولید شده که معمولاً مشکلاتی مانند ضعف یا بیماری ایجاد می‌کند.

Produced excessively by breeding, often causing problems like poor health or weakness.

«حیوانات بیش‌زاد علائم مشکلات ژنتیکی داشتند.»

The overbred animals showed signs of genetic problems.

«گیاهان بیش‌زاد ممکن است در شرایط سخت مقاومت کمتری داشته باشند.»

Overbred plants may lack resilience in tough conditions.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000