بازگشت

overhead

o·ver·head/ˈoʊvərˌhɛd/
over-above, higher positionheadtop or upper part
1adjective (صفت)common
comparative (تفضیلی): more overheadsuperlative (عالی): most overhead
بالاسریبالای سر

واقع شده در بالای سر یا بالاتر از هر چیز دیگر.

Located above the head.

«نور بالاسری روشن بود.»

The overhead light was bright.

«به کابل‌های بالاسری نگاه کن.»

Look at the overhead cables.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالا

متداول. وقتی به چیزی که بالا است اشاره می‌کند قابل جایگزینی با overhead است، اما above کلی‌تر است و خاص بالای سر نیست.

Common. Interchangeable with 'overhead' when referring to something physically higher, but 'above' is more general and less specific to position relative to the head.

2adverb (قید)common
بالای سربالا

در بالای سر یا بالاتر از چیزی دیگر قرار داشتن.

Above the head or higher than something else.

«پرنده از بالای سر پرواز کرد.»

The bird flew overhead.

«ابرها تمام روز بالای سر می‌چرخیدند.»

Clouds drifted overhead all day.

تفاوت با واژه‌های مشابه
aboveبالا

روزمره. 'above' کلی است؛ 'overhead' به معنی مستقیم بالا یا بالاتر از چیزی است.

Everyday. 'Above' is a more general term; 'overhead' specifically implies directly above or higher than something.

3noun (اسم)formal
هزینه‌های سربارهزینه‌های جاری

هزینه‌های جاری اداره یک کسب‌وکار که مستقیماً به تولید مرتبط نیستند.

The ongoing costs of operating a business that are not directly tied to production.

«شرکت هزینه‌های سربار خود را کاهش داد تا سود بیشتر شود.»

The company reduced its overhead to improve profits.

«اجاره و خدمات از هزینه‌های اصلی سربار هستند.»

Rent and utilities are major overhead expenses.

تفاوت با واژه‌های مشابه
expensesهزینه‌ها

متداول. معنای مشابه اما کلی‌تر؛ overhead هزینه‌های غیرمستقیم یا ثابت کسب‌وکار را می‌گوید.

Common. Similar meaning but broader; 'overhead' refers specifically to fixed or indirect costs in business.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000