بازگشت

partiality

par·ti·al·i·ty/ˌpɑːr.ʃiˈæl.ə.ti/
partialincomplete or biased-itystate or quality of
noun (اسم)common
جانب‌داریطرفداریتمایل ناعادلانه

حالتی که در آن به شکلی ناعادلانه به شخص یا چیزی علاقه یا ترجیح داده شود.

The state of showing unfair bias or favoritism toward someone or something.

«قاضی نسبت به متهم طرف‌داری نشان داد.»

The judge showed partiality towards the defendant.

«طرفداری در نمره دادن قابل قبول نیست.»

Partiality in grading is not acceptable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
biasتعصب

رایج. معمولاً برای توصیف ترجیح‌های ناعادلانه استفاده می‌شود اما به نظراتی هم اشاره دارد که قبل از دانستن همه‌ی واقعیت‌ها شکل گرفته‌اند.

Common. Often used to describe unfair preferences but can refer to opinions formed before knowing all facts, e.g. 'He showed bias in the decision.'

favoritismطرفداری

رایج. به طور خاص یعنی دادن امتیاز ناعادلانه به فرد یا گروهی، مثلاً «اتهام به طرفداری از دوستانش».

Common. Specifically means giving unfair advantage to a particular person or group, e.g. 'She was accused of favoritism towards her friends.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000