بازگشت

perfection

per·fec·tion/pərˈfekʃən/
noun (اسم)common
کمالبی‌نقصیتمامیت

حالت یا کیفیتی که در آن هیچ نقص یا عیب وجود ندارد.

The state or quality of being without any flaws or defects.

«او در هر جزئیات به دنبال کمال است.»

She strives for perfection in every detail.

«آن مجسمه به‌خاطر بی‌نقص بودنش تحسین می‌شود.»

The sculpture is admired for its perfection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
excellenceبرتری

رسمی. وقتی برتری کیفیت مدنظر است می‌تواند جایگزین perfection شود ولی برای ایده‌های انتزاعی مثل «کمال روح» مناسب نیست.

Formal. Can replace 'perfection' when emphasizing superior quality, e.g. 'excellence in design' works, but not for abstract ideals like 'the perfection of a soul'.

flawlessnessبی‌عیبی

رسمی. تقریباً مترادف با perfection وقتی به نبود عیب تأکید دارد، مانند «بی‌عیبی در اجرا».

Formal. Almost synonymous with 'perfection' especially when focusing on absence of faults, e.g. 'flawlessness of execution'.

idealایده‌آل

روزمره. به مدلی از کمال یا بهترین استاندارد اشاره دارد، اما ممکن است بیشتر برنامه‌ای یا آرمانی باشد، مثل «نامزد ایده‌آل».

Common. Refers to a model of perfection or best standard, but can imply something aspirational rather than achieved, e.g. 'the ideal candidate'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000