flawlessness

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

flaw·less·ness/ˈflɔːləsnəs/
flawa defect or imperfection-lesswithout-nessstate or quality
noun (اسم)formal

اسم — کمال

کمالبی‌عیبیصبغه کامل

ویژگی یا وضعیتی که در آن هیچ نقص یا عیبی وجود ندارد.

The quality or state of being without any imperfection or defect.

«بی‌عیبی او در اجرا همه را تحت تأثیر قرار داد.»

Her flawlessness in the performance impressed everyone.

«بی‌عیب بودن الماس آن را بسیار ارزشمند کرد.»

The flawlessness of the diamond made it very valuable.

تفاوت با واژه‌های مشابه
perfectionکمال

رایج. معمولاً وقتی وضعیت کامل بودن مد نظر است جایگزین flawlessness می‌شود — مثلاً «کمال طراحی» کاربرد دارد و معمولاً در بافت‌های متنوع‌تر استفاده می‌شود.

Common. Can usually replace flawlessness when emphasizing the perfect state or condition — 'the perfection of the design' works well. Often used more broadly in different contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000