بازگشت

permanently

/ˈpɜrmənəntli/
permanentlasting forever or for a long time-lyin a manner or way
adverb (قید)common
type (نوع): timeadjective (صفت): permanentposition (جایگاه): end
به طور دائمدائمی

به روشی که دائمی یا برای مدت طولانی باقی می‌ماند.

In a way that lasts forever or for a very long time.

«او به طور دائم در نیویورک زندگی می‌کند.»

He lives permanently in New York.

«خالکوبی به طور دائمی روی بازوی اوست.»

The tattoo is permanently on her arm.

تفاوت با واژه‌های مشابه
foreverبرای همیشه

رایج. تأکید بر ماندگاری بی‌نهایت دارد؛ معمولاً قابل تعویض است.

Common. Emphasizes lasting indefinitely; often interchangeable.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000