physique

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

phys·ique/fɪˈziːk/
noun (اسم)common

اسم — اندام

اندامتجسم بدن

اندام، شکل و ساختار بدن یک فرد

The form, size, and development of a person's body

«اندام ورزشی‌اش همه را تحت تاثیر قرار داد.»

His athletic physique impressed everyone.

«اندام باریکی دارد.»

She has a slender physique.

تفاوت با واژه‌های مشابه
buildاندام

روزمره. وقتی به شکل کلی بدن اشاره شود می‌تواند جایگزین physique شود؛ رسمی نیست.

Everyday. Can replace 'physique' when referring to body shape generally; less formal.

figureاندام

روزمره. به شکل بدن بخصوص سیلوئت اشاره دارد؛ در مکالمه معمولی جایگزین مناسبی است.

Everyday. Refers to body shape, especially silhouette; interchangeable with 'physique' in casual talk.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000