بازگشت

piety

pi·e·ty/ˈpaɪəti/
noun (اسم)formal
دیانتتقواپرستش

ویژگی مذهبی بودن یا احترام عمیق و دلسوزی نسبت به خدا یا دین.

The quality of being religious or reverent, showing strong devotion to a god or religion.

«تقوای او در نمازهای روزانه آشکار بود.»

Her piety was evident in daily prayers.

«جامعه دیانت و مهربانی او را تحسین می‌کرد.»

The community admired his piety and kindness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devotionدلسوزی مذهبی

رسمی. وقتی دلسوزی شدید مذهبی مدنظر است به جای piety می‌آید، مثل «دلسوزی او نسبت به نماز». برای احترام عمومی به کار نمی‌رود.

Formal. Can replace 'piety' when emphasizing strong religious dedication, e.g. 'her devotion to prayer'. Not used for general respect outside religion.

religiosityمذهبی بودن

رسمی/ادبی. بر شدت یا نمایشی بودن احساس مذهبی دلالت دارد. گاهی بار منفی دارد، برخلاف piety که خنثی است.

Formal/literary. Highlights excessive or conspicuously strong religious feeling. Sometimes negative nuance, unlike neutral 'piety'.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000