بازگشت

religiosity

re·li·gi·os·i·ty/rɪˌlɪdʒiˈɒsɪti/
religiousrelating to religion-itystate or quality
noun (اسم)formal
دینداریمذهبی بودنپایبندی دینی

ویژگی یا وضعیتی که در آن فردی به صورت شدید یا افراطی به باورها و مناسک دینی پایبند است.

The quality or state of being religious, especially as a strong or excessive devotion to religious belief and practice.

«دینداری او روی عادات و تصمیمات روزانه‌اش تأثیر گذاشت.»

His religiosity shaped his daily habits and decisions.

«او به خاطر دینداری عمیق و مهربانی‌اش مورد احترام بود.»

She was respected for her deep religiosity and kindness.

تفاوت با واژه‌های مشابه
devoutnessمذهبی بودن

رسمی. به احساس صادقانه و عمیق دینی اشاره دارد و معمولاً مثبت است بدون اینکه افراطی بودن را تاکید کند.

Formal. Refers to sincere and deep religious feeling, usually positive and without implying excess.

pietyتقوا

رسمی/ادبی. بر احترام و انجام وظایف دینی تأکید دارد و معمولاً فضیلت‌آمیز است.

Formal/literary. Emphasizes reverence and dutifulness in religion, often virtuous.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000