pile up
/paɪl ʌp/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — انباشته شدن
انباشته شدن
یعنی آنقدر زیاد شدن که انباشته شود.
To increase until there is a large accumulation.
«قبضها روی میزم جمع میشوند.»
“Bills are piling up on my desk.”
«مشکلها زود انباشته شدند.»
“Problems piled up quickly.”
2phrasal verb (فعل عبارتی)common
فعل عبارتی — تصادف زنجیرهای کردن
تصادف زنجیرهای کردن
یعنی چند خودرو پشت سر هم با یکدیگر تصادف کردن.
To crash into one another in a series of vehicles.
«خودروها در جاده یخی تصادف زنجیرهای کردند.»
“Cars piled up on the icy road.”
«سه کامیون پس از پیچ تصادف کردند.»
“Three trucks piled up after the turn.”