بازگشت

pilfer

pil·fer/ˈpɪlfər/
verb (فعل)common
past (گذشته): pilferedpast participle (مفعولی): pilfered-ing (حال): pilfering3rd (سوم): pilfers
قاپ زدندزدی جزئی

دزدی کردن چیزهای کم‌ارزش یا مقدار کم، معمولا به صورت مخفیانه و مکرر.

To steal small amounts or items of little value, typically repeatedly or sneakily.

«او هنگام تلاش برای دزدی لوازم اداری گرفته شد.»

He was caught trying to pilfer office supplies.

«کارمندانی که اشیاء کوچک را می‌دزدند ممکن است اخراج شوند.»

Employees who pilfer small items risk being fired.

تفاوت با واژه‌های مشابه
stealربودن

رایج. بیشتر مواقع جایگزین pilfer می‌شود اما pilfer دزدی‌های کوچک را می‌رساند.

Common. Can replace 'pilfer' in most contexts but 'pilfer' implies small or petty theft. E.g. 'pilfer pencils' vs. 'steal a car'.

snatchقاپیدن

غیررسمی. بیشتر بر ربودن سریع تاکید دارد و همیشه جایگزین pilfer نیست.

Informal. Emphasizes quick grabbing, often not stealthy. Not always interchangeable with 'pilfer'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000