pitch in

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pɪtʃ ɪn/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — دست‌به‌کار شدن

دست‌به‌کار شدنکمک کردن

به دیگران برای کمک یا پرداختِ سهم پیوستن.

To join others in helping or contributing.

«همه برای تمیزکاری کمک کردند.»

Everyone pitched in to clean up.

«ما برای هدیه پول روی هم گذاشتیم.»

We pitched in for a gift.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000