بازگشت

pitfall

pit·fall/ˈpɪt.fɔːl/
pithole in groundfalla descent or drop
noun (اسم)common
plural (جمع): pitfalls
دامخطر پنهان

خطر یا مشکل پنهان یا غیرمنتظره.

A hidden or unexpected danger or difficulty.

«درباره خطرهای پنهان معاملات آنلاین یاد بگیرید.»

Learn about the pitfalls of online trading.

«زمان شروع کسب‌وکار جدید خطرات پنهانی وجود دارد.»

There are pitfalls when starting a new business.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trapدام

رایج است. وسیله یا روشی برای گرفتار کردن یا فریب دادن. اغلب معنای مشابه دام دارد.

Common. A device or strategy to catch or trick someone. Often similar to pitfall in meaning.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000