placidly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plac·id·ly/ˈplæs·ɪd·li/
placidcalm and peaceful-lyin a manner of
adverb (قید)commontype (نوع): manneradjective (صفت): placidposition (جایگاه): end

قید — به آرامی

به آرامیملایم

به شکلی آرام و بی‌تنش

in a calm and peaceful manner

«دریاچه به آرامی آسمان را منعکس می‌کرد.»

The lake reflected the sky placidly.

«با وجود آشفتگی، او به آرامی نشست.»

He sat placidly despite the chaos.

تفاوت با واژه‌های مشابه
calmlyآرام

معمولی. تقریباً قابل جایگزینی، هر دو نشان دهنده آرامش هستند.

Common. Nearly interchangeable, both indicate peacefulness or lack of disturbance.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000