دستهای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.
دستهای برای انتخاب وجود ندارد.
Thao LEE / Unsplash
محکم ایستادن و تکاننخوردن.
To stand firmly and refuse to move.
«او محکم ایستاد و صبر کرد.»
“She planted her feet and waited.”UKUS
«پیش از بلندکردن، محکم بایست.»
“Plant your feet before you lift.”UKUS
اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.
0/2000