plant one's feet

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/plænt wʌnz fit/
phrase (عبارت)common

عبارت — محکم ایستادن

محکم ایستادن

محکم ایستادن و تکان‌نخوردن.

To stand firmly and refuse to move.

«او محکم ایستاد و صبر کرد.»

She planted her feet and waited.

«پیش از بلندکردن، محکم بایست.»

Plant your feet before you lift.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000