play a part

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pleɪ ə pɑrt/
phrase (عبارت)common

عبارت — نقش داشتن

نقش داشتن

در یک رویداد نقش یا اثر داشتن.

To have an effect or role in an event.

«شانس در نتیجه نقش داشت.»

Luck played a part in the result.

«والدین در یادگیری نقش دارند.»

Parents play a part in learning.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000