plutocrat

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

plu·to·crat/ˈpluːtəkræt/
pluto-wealth-cratruler, advocate of rule by
noun (اسم)formalplural (جمع): plutocrats

اسم — ثروتمند قدرتمند

ثروتمند قدرتمندثروتمند صاحب قدرت

فردی که قدرت او ناشی از ثروتش است.

A person whose power derives from their wealth.

«شهر توسط گروه کوچکی از ثروتمندان قدرتمند اداره می‌شد.»

The city was governed by a small group of plutocrats.

«بسیاری از ظهور طبقه جدیدی از ثروتمندان صاحب قدرت نگران بودند.»

Many feared the rise of a new class of plutocrats.

تفاوت با واژه‌های مشابه
magnateصاحب‌نفوذ بزرگ

رسمی. فردی ثروتمند و بانفوذ، به‌ویژه در تجارت یا صنعت. در حالی که اغلب ثروتمند هستند، قدرت یک مگنات صرفاً از ثروت به همان شیوه مستقیم یک پلوتوکرات ناشی نمی‌شود؛ بلکه می‌تواند از نفوذ یا موقعیت آنها نیز باشد. 'یک صاحب‌نفوذ رسانه‌ای' درست است، 'پلوتوکرات اقتصاد شهر را کنترل می‌کرد' درست است.

Formal. A wealthy and influential person, especially in business or industry. While often wealthy, a magnate's power isn't solely derived from wealth in the same direct way a plutocrat's is; it can also be from their influence or position. 'A media magnate' works, 'The plutocrat controlled the city's economy' works.

tycoonغول (صنعتی/تجاری)

غیررسمی/متداول. فردی ثروتمند و قدرتمند در تجارت یا صنعت. شبیه به مگنات، اما اغلب به صورت گسترده‌تر استفاده می‌شود و می‌تواند به معنای کسی باشد که ثروت خود را خودش به دست آورده است. 'یک غول املاک' درست است، 'پلوتوکرات کمپین سیاسی را تامین مالی کرد' درست است.

Informal/Common. A wealthy, powerful person in business or industry. Similar to magnate, but often used more broadly and can imply someone who made their own fortune. 'A real estate tycoon' works, 'The plutocrat funded the political campaign' works.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000