ponderously
قید — بهسنگینی
به شکلی بسیار آهسته و ناموزون، به خصوص به دلیل وزن یا حجم زیاد؛ به شیوهای دشوار یا باوقار.
In a very slow and clumsy way, especially due to great weight or bulk; in a laborious or solemn manner.
«فیل بهسنگینی از میان علفهای بلند حرکت میکرد.»
“The elephant moved ponderously through the tall grass.”
«او با وقار سنگین صحبت کرد و هر کلمه را با دقت انتخاب میکرد.»
“He spoke ponderously, choosing each word with care.”
تفاوت با واژههای مشابه
متداول. میتواند به معنای واقعی با وزن زیاد، یا به صورت استعاری به معنای جدی یا با دشواری استفاده شود. 'او به سنگینی در گل راه رفت' درست است، 'او با وقار سنگین درباره موضوع صحبت کرد' درست است. 'Ponderously' بیشتر بر کندی ناشی از حجم تأکید میکند.
Common. Can be used literally to mean with great weight, or figuratively to mean seriously or with difficulty. 'He walked heavily through the mud' works, 'He spoke ponderously about the topic' works. 'Ponderously' more strongly emphasizes the slowness due to bulk.
بسیار متداول. اصطلاح عمومی برای حرکت با سرعت کم. 'Ponderously' به طور خاص به کندی اشاره دارد که به دلیل اندازه یا اهمیت، سنگین، دستوپاگیر یا عمدی به نظر میرسد. 'او به آرامی در را باز کرد' درست است، 'فیل به سنگینی حرکت میکرد' درست است.
Very common. General term for moving at a low speed. 'Ponderously' specifically implies a slowness that feels heavy, cumbersome, or deliberate due to size or importance. 'He slowly opened the door' works, 'The elephant moved ponderously' works.