بازگشت

prolong

pro·long/prəˈlɒŋ/
pro-forward, in favor oflonglength
verb (فعل)formal
past (گذشته): prolongedpast participle (مفعولی): prolonged-ing (حال): prolonging3rd (سوم): prolongs
طول دادندراز کردن

بیش از حد معمول یا انتظار ادامه دادن چیزی

To make something last longer than usual or expected

«آنها جلسه را دو ساعت طولانی کردند.»

They prolonged the meeting by two hours.

«درد را بی‌دلیل طولانی نکن.»

Don't prolong the pain unnecessarily.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendتمدید کردن

متداول. در بیشتر زمینه‌ها قابل تعویض است.

Common. Interchangeable in most contexts.

lengthenطولانی کردن

متداول. تاکید بر افزایش طول زمانی یا فیزیکی دارد.

Common. Emphasizes making something physically or temporally longer.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000