بازگشت

shorten

short·en/ˈʃɔːrtn/
shorthaving little length or duration-ento make or become
verb (فعل)common
کوتاه کردنمختصر کردن

کوتاه‌تر کردن چیزی از نظر طول، ارتفاع یا مدت زمان.

To make something shorter in length, height, or duration.

«او لباس را دو اینچ کوتاه کرد.»

She shortened the dress by two inches.

«باید جلسه را به یک ساعت کوتاه کنیم.»

We need to shorten the meeting to one hour.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trimهَرس کردن

روزمره. معمولا برای کوتاه کردن مو، گیاه یا لبه‌ها استفاده می‌شود. می‌تواند در این موارد جایگزین shorten شود ولی برای زمان یا طول انتزاعی خیر.

Everyday. Mostly used for cutting hair, plants or edges, can replace 'shorten' in these contexts but not for time or abstract length.

reduceکاهش دادن

معمولی. وقتی به کاهش مدت یا مقدار اشاره می‌کند جایگزین shorten می‌شود ولی برای طول فیزیکی مثل لباس‌ها نه.

Common. Can replace 'shorten' when referring to duration or amount but not for physical length like clothes.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000