بازگشت

prolonged

pro·longed/prəˈlɔːŋd/
adjective (صفت)formal
comparative (تفضیلی): more prolongedsuperlative (عالی): most prolonged
طولانیمستمرد

ادامه‌دار برای مدت طولانی؛ طولانی شده.

Continuing for a long time; extended.

«جلسه به دلیل سوالات زیاد طولانی شد.»

The meeting was prolonged due to many questions.

«آن‌ها با تأخیرهای طولانی در فرودگاه مواجه شدند.»

They experienced prolonged delays at the airport.

تفاوت با واژه‌های مشابه
extendedتمدید شده

رایج. معنای مشابه؛ اغلب برای توصیف مدت زمان طولانی قابل تعویض است.

Common. Similar meaning; often used interchangeably to describe long duration.

lengthyطولانی

رایج. برای چیزی که طولانی مدت است استفاده می‌شود؛ مترادف نزدیک.

Common. Used for something taking a long time; close synonym.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000