بازگشت

spike

/spaɪk/
spikea sharp pointed object
1noun (اسم)common
plural (جمع): spikes
میخ بلندخار

یک قطعه تیز و نوک‌تیز فلزی یا چوبی که معمولاً برای محکم کردن یا به‌عنوان سلاح استفاده می‌شود.

A sharp, pointed piece of metal or wood, often used for fastening or as a weapon.

«حصار با میخ‌های زنگ‌زده بهم وصل شده بود.»

The fence was held together with rusty spikes.

«او روی یک میخ افتاد و زخمی شد.»

He fell on a spike and got hurt.

تفاوت با واژه‌های مشابه
spikeخار

روزمره. معادل مستقیم و رایج به معنی اشیای نوک‌تیز.

Everyday. This is the direct synonym and most common meaning referring to pointed objects.

2verb (فعل)common
past (گذشته): spikedpast participle (مفعولی): spiked-ing (حال): spiking3rd (سوم): spikes
افزایش ناگهانیپرش

افزایش سریع و ناگهانی، اغلب درباره قیمت‌ها، اعداد یا اندازه‌گیری‌ها.

To increase sharply or suddenly, often describing prices, numbers, or measurements.

«دمای هوا دیروز به ۴۰ درجه سانتی‌گراد رسید.»

The temperature spiked to 40°C yesterday.

«فروش‌ها در فصل تعطیلات به شدت افزایش یافت.»

Sales spiked during the holiday season.

تفاوت با واژه‌های مشابه
surgeافزایش ناگهانی

رسمی. قابل جایگزینی با spike وقتی افزایش سریع داده‌ها ذکر شود، مثل «قیمت‌ها افزایش ناگهانی داشتند».

Formal. Interchangeable with 'spike' when describing rapid rises in data, e.g., 'Prices spiked'.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000