بازگشت

prune

/pruːn/
1verb (فعل)common
past (گذشته): prunedpast participle (مفعولی): pruned-ing (حال): pruning3rd (سوم): prunes
هرس کردنقطع شاخه‌ها

برداشتن شاخه‌ها یا بخش‌هایی از گیاه برای بهتر رشد کردن آن.

To cut off branches or parts of a plant to help it grow better.

«او هر بهار بوته‌های گل رز را هرس می‌کند.»

She prunes the rose bushes every spring.

«هرس کردن درختان میوه برای محصول بهتر مهم است.»

It's important to prune fruit trees for better yield.

تفاوت با واژه‌های مشابه
trimکوتاه کردن

روزمره. می‌تواند به جای prune استفاده شود، به‌ویژه در باغبانی یا آرایش مو، اما trim عمومی‌تر و کمتر در مورد سلامت گیاه است.

Common. Can replace 'prune' especially in gardening or hair styling, but 'trim' is more general and less about plant health.

clipکوتاه کردن

غیررسمی. معمولا برای کوتاه کردن مرتب گیاهان یا مو به کار می‌رود؛ فقط وقتی بخش‌های کوچکی را می‌بُرند جایگزین prune می‌شود.

Informal. Often used for neat cutting of plants or hair; interchangeable with prune only when cutting small parts.

متضادها
2noun (اسم)common
plural (جمع): prunes
آلو خشک

آلو خشک شده که به عنوان خوراکی یا در آشپزی استفاده می‌شود.

A dried plum used as food or for cooking.

«دوست دارم آلو خشک را به عنوان میان‌وعده سالم بخورم.»

I like eating prunes as a healthy snack.

«آلو خشک برای هضم مفید است.»

Prunes are good for digestion.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000