pudly

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pud·ly/ˈpʌdli/
puda small, plump, or clumsy person or thing (colloquial)-lylike, characteristic of
adjective (صفت)informalcomparative (تفضیلی): pudliersuperlative (عالی): pudliest

صفت — تپل

تپلبامزه و دست و پا چلفتی

شبیه یا دارای ویژگی‌های یک «پاد»، به معنی کوچک، چاق یا کمی دست و پا چلفتی و دوست‌داشتنی.

Resembling or characteristic of a 'pud', implying being small, chubby, or somewhat clumsy and endearing.

«نوزاد انگشتان کوچک و تپلی داشت.»

The baby had pudly little fingers.

«او با گام‌های تپل و اردک‌وار راه می‌رفت.»

He walked with a pudly, waddling gait.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chubbyتپل

معمولی. به معنی چاق یا کمی دارای اضافه وزن به شکلی دوست‌داشتنی است، اغلب برای کودکان یا حیوانات. هنگام توصیف شکلی کوچک و گرد، مستقیماً با 'pudly' قابل تعویض است.

Common. Refers to being plump or slightly overweight in an endearing way, often for children or animals. Directly interchangeable with 'pudly' when describing a small, round shape.

dumpyکوتاه و چاق

غیررسمی. کسی یا چیزی کوتاه و چاق را توصیف می‌کند. در توصیف هیکل بدنی شبیه 'pudly' است، اما 'dumpy' گاهی اوقات می‌تواند مفهوم کمتر دوست‌داشتنی داشته باشد.

Informal. Describes someone or something short and stout. Similar to 'pudly' in describing a physical build, but 'dumpy' can sometimes carry a slightly less endearing connotation.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000