pull one's finger out

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pull one's fin·ger out/pʊl wʌnz ˈfɪŋɡər aʊt/
phrase (عبارت)informal

عبارت — جنبیدن

جنبیدنجدی‌تر کار کردن

تنبلی یا امروزوفردا کردن را کنار گذاشتن و جدی‌تر کار کردن.

To stop being lazy or slow and start working harder.

«باید بجنبی و جدی‌تر کار کنی.»

You need to pull your finger out.

«جدی‌تر کار کردم و آن را تمام کردم.»

I pulled my finger out and finished it.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000