pull ahead

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pull a·head/pʊl əˈhɛd/
phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — جلو افتادن

جلو افتادنپیشی گرفتن

در مسابقه، رقابت یا روندی از دیگران جلو افتادن.

To move into a leading position in a race, contest, or progress.

«تیم ما پیش از پایان نیمه اول جلو افتاد.»

Our team pulled ahead before halftime.

«او در دور آخر از بقیه پیشی گرفت.»

She pulled ahead in the final lap.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000