pull away

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

pull a·way/pʊl əˈweɪ/
1phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — حرکت کردن

حرکت کردندور شدن

به‌ویژه با وسیله نقلیه، از جایی حرکت کردن و دور شدن.

To start moving away from a place, especially in a vehicle.

«اتوبوس از کنار جدول حرکت کرد.»

The bus pulled away from the curb.

«تاکسی درست وقتی رسیدیم حرکت کرد.»

The taxi pulled away as we arrived.

2phrasal verb (فعل عبارتی)common

فعل عبارتی — فاصله گرفتن

فاصله گرفتنبرتری خود را بیشتر کردن

فاصله خود را با رقیبان بیشتر کردن و جلوتر رفتن.

To increase a lead over competitors or opponents.

«نفر اول در مایل آخر فاصله‌اش را بیشتر کرد.»

The leader pulled away in the last mile.

«آن‌ها بعد از وقفه برتری‌شان را بیشتر کردند.»

They pulled away after the break.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000