بازگشت

pursues

pur·sues/pərˈsjuːz/
verb (فعل)common
past (گذشته): pursuedpast participle (مفعولی): pursued-ing (حال): pursuing3rd (سوم): pursues
دنبال کردنتعقیب کردن

دنبال کردن یا تعقیب کسی یا چیزی

To chase or follow someone or something

«گربه موش را تعقیب می‌کند.»

The cat pursues the mouse.

«او با اشتیاق دنبال رویاهایش است.»

She pursues her dreams with passion.

تفاوت با واژه‌های مشابه
chaseتعقیب کردن

رایج است. هم‌معنی غیررسمی pursue برای تعقیب سریع.

Common. Informal synonym for pursue relating to following quickly.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000