push it
/pʊʃ ɪt/
1phrase (عبارت)informal
عبارت — زیادی پیش رفتن
زیادی پیش رفتنریسک را بالا بردن
با زیادهروی یا ریسک کردن از حد قابلقبول فراتر رفتن.
To take a risk by going too far or demanding too much.
«میتوانی اعتراض کنی، اما زیادی پیش نرو.»
“You can complain, but don't push it.”
«او زیادی پیش رفت و اعتمادشان را از دست داد.»
“He pushed it and lost their trust.”
2phrase (عبارت)informal
عبارت — تا حد زیاد فشار آوردن
تا حد زیاد فشار آوردنبا سرعت زیاد راندن
وسیله یا توان خود را با سرعت یا فشار بسیار زیاد به کار گرفتن.
To drive or operate something at a very high speed or intensity.
«موتور داغ است، پس به آن فشار نیاور.»
“The engine is hot, so don't push it.”
«او در بزرگراه خلوت با سرعت زیادی راند.»
“She pushed it on the empty highway.”