put it past

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

/pʊt ɪt pæst/
phrase (عبارت)informal

عبارت — از کسی بعید ندانستن

از کسی بعید ندانستنممکن دانستن

باور داشتن که کسی ممکن است کاری، معمولاً کار بدی، انجام دهد.

To believe that someone is capable of doing something, usually something bad.

«دروغ گفتن از او بعید نیست.»

I wouldn't put it past him to lie.

«شکایت کردن را از او بعید ندان.»

Don't put it past her to complain.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000