put past
/pʊt pæst/
phrase (عبارت)common
عبارت — از کسی بعید ندانستن
از کسی بعید ندانستنممکن دانستن که کسی کاری کند
کسی را قادر به انجام کاری دانستن، معمولاً در جمله منفی.
To consider someone capable of doing something, usually in a negative expression.
«از او بعید نمیدانم که دروغ بگوید.»
“I would not put it past him to lie.”
«او دزدی را از آن مرد بعید نمیداند.»
“She wouldn't put theft past that man.”