بازگشت

quarantine

quar·an·tine/ˈkwɒr.ən.tiːn/
quar-related to 'forty', originally referring to 40 days-antineperiod of time
noun (اسم)common
قرنطینهبازداشت بهداشتی

مدت زمانی که افراد برای جلوگیری از انتقال بیماری جدا نگه داشته می‌شوند.

A strict isolation period to prevent disease spread.

«مسافران برای دو هفته در قرنطینه قرار گرفتند.»

The travelers were placed in quarantine for two weeks.

«قرنطینه به متوقف کردن گسترش عفونت کمک می‌کند.»

Quarantine helps stop the spread of infection.

تفاوت با واژه‌های مشابه
isolationجداسازی

رایج. در زمینه پزشکی به معنای جدا کردن برای جلوگیری از بیماری قابل جایگزینی است؛ در برخی موارد غیررسمی‌تر است.

Common. Interchangeable in medical context meaning separation to prevent disease; less formal in some contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000