race against time

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

race a·gainst time/ˌreɪs əˌɡɛnst ˈtaɪm/
phrase (عبارت)common

عبارت — مسابقه با زمان

مسابقه با زمانتلاش برای تمام کردن کار پیش از دیر شدن

وضعیتی که باید کاری را پیش از رسیدن ضرب‌الاجل یا خطر، خیلی سریع انجام داد.

A situation in which something must be done very quickly before a deadline or danger makes it impossible.

«پزشکان برای نجات او با زمان رقابت کردند.»

Doctors began a race against time to save him.

«پیش از طوفان، همه‌چیز به رقابت با زمان تبدیل شده بود.»

It was a race against time before the storm.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000