rattle through

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

rat·tle through/ˈrætəl θru/
phrasal verb (فعل عبارتی)informal

فعل عبارتی — تند انجام دادن

تند انجام دادنسرسری از چیزی گذشتن

یعنی کاری یا موضوعی را سریع، و گاهی بی‌دقت، انجام دادن یا از آن گذشتن.

to do or deal with something quickly, often without much care

«او تکلیفش را پیش از ناهار تند و سرسری انجام داد.»

She rattled through the homework before lunch.

«ما در ده دقیقه سریع از دستور جلسه گذشتیم.»

We rattled through the agenda in ten minutes.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000