بازگشت

reappear

re·ap·pear/ˌriːəˈpɪər/
re-againappearto come into sight
verb (فعل)common
past (گذشته): reappearedpast participle (مفعولی): reappeared-ing (حال): reappearing3rd (سوم): reappears
دوباره ظاهر شدنبازگشتن

دوباره پدیدار شدن یا دیده شدن پس از غیبت یا پنهان بودن.

To appear again after being absent or hidden.

«شعبده‌باز خرگوش را ناپدید کرد و سپس دوباره ظاهر کرد.»

The magician made the rabbit disappear and then reappear.

«پس از یک بیماری طولانی، او دوباره در محل کار ظاهر شد.»

After a long illness, he reappeared at work.

تفاوت با واژه‌های مشابه
returnبرگشتن

بسیار رایج. یک اصطلاح کلی برای بازگشت به یک مکان یا حالت. هنگام اشاره به بازگشت یک شخص یا چیز به دید یا حضور، می‌تواند با 'reappear' قابل تعویض باشد. «او به صحنه جرم بازگشت.»

Very common. General term for coming back to a place or state. Can be interchangeable with 'reappear' when referring to a person or thing coming back into view or presence. 'He returned to the scene of the crime.'

emergeپدیدار شدن

رایج. اغلب به معنای بیرون آمدن از یک مکان پنهان یا محصور، یا شناخته شدن پس از پنهان بودن است. «خورشید از پشت ابرها پدیدار شد.»

Common. Often implies coming out from a hidden or enclosed place, or becoming known after being obscured. 'The sun emerged from behind the clouds.'

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000