بازگشت

reck

/rɛk/
verb (فعل)archaicpast (گذشته): reckedpast participle (مفعولی): recked-ing (حال): recking3rd (سوم): recks
مهم دانستنتوجه کردن

نسبت به چیزی اهمیت دادن؛ نگران بودن.

To care or be concerned about something.

«او به هشدارهای داده شده توجه نکرد.»

He recked not of the warnings given.

«او نسبت به پیامدها زیاد اهمیت نمی‌داد.»

She recked little about the consequences.

تفاوت با واژه‌های مشابه
careمراقبت کردن

متداول. در موقعیت‌های ابراز نگرانی یا علاقه مترادف است.

Common. Synonymous in contexts expressing concern or interest.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000