بازگشت

recoil

re·coil/rɪˈkɔɪl/
re-back, againcoilto wind or spiral
1verb (فعل)common
past (گذشته): recoiledpast participle (مفعولی): recoiled-ing (حال): recoiling3rd (سوم): recoils
عقب‌نشینی کردنپس زدن

به‌سرعت عقب رفتن یا جهیدن، مخصوصاً پس از عملی مانند شلیک اسلحه.

To suddenly spring or move back, especially after a forceful action like firing a gun.

«پس از شلیک، اسلحه عقب رفت.»

The gun recoiled after it was fired.

«او از ترس با وحشت عقب رفت.»

He recoiled in horror at the sight.

تفاوت با واژه‌های مشابه
flinchعقب کشیدن

رایج. برای حرکت سریع عقب، معمولاً از ترس یا تعجب، که ممکن است نیروی فیزیکی نداشته باشد.

Common. Used for quick movements back, often from fear or surprise, may not involve physical force.

متضادها
2noun (اسم)common
پس‌زدگیلگد اسلحه

حرکت یا لگد عقب اسلحه هنگام شلیک.

The backward movement or kick of a gun when fired.

«پس‌زدگی تفنگ قوی بود.»

The rifle's recoil was strong.

«تیراندازان با تجربه بهتر پس‌زدگی را کنترل می‌کنند.»

Experienced shooters handle recoil better.

تفاوت با واژه‌های مشابه
kickbackلگد برگشتی

رایج. معادل غیررسمی برای لگد برگشتی اسلحه.

Common. Informal synonym for recoil of a gun.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000