بازگشت

recovered

re·cov·ered/rɪˈkʌvərd/
re-again / backcoverto protect or hide-edpast tense / past participle
1adjective (صفت)common
بهبودیافتهشفا یافتهباز یافت شده

پس از بیماری یا مشکل، حالتی که به وضعیت عادی یا سلامت بازگشته باشد.

Having returned to a normal or healthy state after illness or difficulty.

«او بعد از عمل جراحی به سرعت بهبود یافت.»

She recovered quickly after the surgery.

«بیمار اکنون کاملا بهبود یافته است.»

The patient has fully recovered now.

تفاوت با واژه‌های مشابه
healedشفا یافته

رایج. وقتی منظور بهبودی پس از بیماری است جایگزین می‌شود — مثل «او سریع بهبود یافت»، اما برای بازیابی داده‌ها به کار نمی‌رود.

Common. Can replace 'recovered' when referring to healing from injury or illness — e.g., 'He healed quickly' works, 'He recovered the data' does not.

restoredبازیابی شده / بازگردانده شده

رسمی. برای بازگرداندن به حالت قبلی مناسب است اما کمتر برای سلامت به کار می‌رود — مثلاً «بازگرداندن نقاشی قدیمی» بهتر از «بازگشت از بیماری» است.

Formal. Suitable when referring to returning to previous condition but less common for health — 'restored an old painting' works better than 'restored from illness'.

متضادها
2verb (فعل)common
past (گذشته): recoveredpast participle (مفعولی): recovered-ing (حال): recovering3rd (سوم): recovers
بازیابی کردپس گرفتبه دست آورد

گذشته فعل «بهبود یافتن» یا «بازیابی کردن»؛ کسب دوباره مالکیت یا کنترل پس از از دست دادن یا مشکل.

Past tense of 'recover'; to regain possession, control, or condition after loss or difficulty.

«او اشیای دزدیده شده را از سارق پس گرفت.»

He recovered the stolen items from the thief.

«سیستم فایل‌های حذف شده را بازیابی کرد.»

The system recovered the deleted files.

تفاوت با واژه‌های مشابه
regainedدوباره به دست آورد

رایج. وقتی تأکید بر بازپس‌گیری چیزی است جایگزین می‌شود — همانند «او کیف پولش را بازپس گرفت».

Common. Can replace 'recovered' when emphasizing getting something back — 'He regained his wallet' works similarly.

retrievedبازیابی کرد

رسمی. معمولاً برای به دست آوردن داده‌ها یا اشیاء به کار می‌رود — مثلاً «بازیابی اطلاعات» در متون فنی مناسب‌تر است.

Formal. Usually used for obtaining data or objects — 'retrieved information' fits better than 'recovered information' in technical contexts.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000