بازگشت

regionally

re·gion·al·ly/ˈriːdʒə.nəl.i/
regionarea or district-alpertaining to-lyin a manner
adverb (قید)common
type (نوع): placeadjective (صفت): regionalposition (جایگاه): middle
به صورت منطقه‌ایدر سطح منطقه

به صورتی که مربوط به یا در مناطق خاص رخ می‌دهد.

In a manner relating to or occurring in particular regions.

«خدمات به صورت منطقه‌ای ارائه می‌شوند، نه سراسری.»

Services are offered regionally, not nationally.

«این بیماری در برخی مناطق به صورت منطقه‌ای گسترش می‌یابد.»

The disease spreads regionally in some parts.

تفاوت با واژه‌های مشابه
locallyمحلی

اغلب قابل جایگزینی است و به چیزی که در نواحی خاص اتفاق می‌افتد اشاره دارد.

Often interchangeable, indicating something happening in specific areas.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000