regional

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·gion·al/ˈriːdʒənəl/
regiona specific area or district-alrelating to or characteristic of
adjective (صفت)commoncomparative (تفضیلی): more regionalsuperlative (عالی): most regional

صفت — ناحیه‌ای

ناحیه‌ایمنطقه‌ای

مربوط به یا مشخصهٔ یک ناحیه یا منطقه خاص

Relating to or characteristic of a particular region or area.

«اقتصاد منطقه‌ای به سرعت در حال رشد است.»

The regional economy is growing fast.

«آنها در جشنواره خود روی سنت‌های منطقه‌ای تمرکز دارند.»

They focus on regional traditions in their festival.

تفاوت با واژه‌های مشابه
localمحلی

رایج. معمولاً در اشاره به مناطق جایگزین regional می‌شود، اما local معمولاً به منطقه کوچکتر اشاره دارد؛ مثل «اخبار محلی» در مقابل «اخبار منطقه‌ای».

Common. Often interchangeable with 'regional' when referring to areas, but 'local' usually implies a smaller or more immediate area; e.g., 'local news' vs. 'regional news'.

territorialقلمروی

رسمی. بیشتر به محدوده‌ها یا کنترل یک منطقه اشاره دارد تا فقط مکان؛ در استفاده روزمره کمتر جایگزین regional می‌شود.

Formal. Refers more to boundaries or control of an area rather than just location; less commonly interchangeable with 'regional' in everyday use.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000