بازگشت

repaired

re·paired/rɪˈpɛrd/
adjective (صفت)common
تعمیر شدهاصلاح شده

چیزی که پس از شکستن یا آسیب دیدن، تعمیر شده باشد.

Fixed after being broken or damaged.

«ماشین تعمیر شده مثل ماشین جدید کار می‌کند.»

The repaired car works like new.

«او صندلی شکسته را تعمیر کرد.»

He repaired the broken chair.

تفاوت با واژه‌های مشابه
fixedتعمیر شده

رایج. تقریباً با repaired قابل جایگزینی است، به‌خصوص برای اشیای شکسته.

Common. Almost interchangeable with repaired, especially for broken objects.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000