بازگشت

repayment

re·pay·ment/rɪˈpeɪ.mənt/
re-again/backpayto give money-mentaction or result
noun (اسم)common
بازپرداختاسترداد پول

عمل بازپرداخت پولی که قرض گرفته یا بدهکار هستید.

The act of paying back money that was borrowed or owed.

«بازپرداخت وام پنج سال طول می‌کشد.»

The repayment of the loan will take five years.

«او موعد بازپرداخت را از دست داد و جریمه شد.»

She missed the repayment deadline and was charged a fee.

تفاوت با واژه‌های مشابه
refundبازپرداخت

رایج. زمانی که پول به علت پرداخت اضافی یا مرجوعی بازگردانده می‌شود، معمولاً مشابه بازپرداخت است اما در پس‌زمینه خرید.

Common. Often used when money is returned due to overpayment or a return, similar in context to repayment but usually after a purchase.

reimbursementجبران هزینه

رسمی. برای جبران هزینه‌هایی که شخصی پرداخت کرده استفاده می‌شود؛ نوع خاصی از بازپرداخت است و همیشه قابل جایگزینی نیست.

Formal. Refers to paying someone back for expenses they incurred, which is a specific type of repayment, not interchangeable in all contexts.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000