بازگشت

resistance

re·sis·tance/rɪˈzɪstəns/
1noun (اسم)common
مقاومتمبارزه

عمل مقاومت یا مقابله با چیزی.

The act of opposing or fighting against something.

«ارتش مقاومت شدید در برابر مهاجمان نشان داد.»

The army showed strong resistance to the invaders.

«مقاومت در برابر بیماری برای سلامتی مهم است.»

Resistance to disease is important for health.

تفاوت با واژه‌های مشابه
oppositionمخالفت

رایج. در بسیاری از زمینه‌ها قابل تعویض است ولی resistance بیشتر مخالفت فعال یا فیزیکی را نشان می‌دهد.

Common. Interchangeable in many contexts but 'resistance' often implies active or physical opposition.

متضادها
2noun (اسم)technical
مقاومت الکتریکی

در فیزیک، مخالفت یک ماده با جریان جریان الکتریکی.

In physics, a material's opposition to the flow of electric current.

«مس مقاومت الکتریکی کمی دارد.»

Copper has low electrical resistance.

«مقاومت میزان جریان عبوری از سیم را تحت تاثیر قرار می‌دهد.»

Resistance affects how much current flows through a wire.

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000