retelling

افزودن به دسته

دسته‌ای را برای مرور این واژه انتخاب کنید.

دسته‌ای برای انتخاب وجود ندارد.

re·tell·ing/ˌriːˈtɛlɪŋ/
re-againtellto narrate
verb (فعل)commonpast (گذشته): retoldpast participle (مفعولی): retold-ing (حال): retelling3rd (سوم): retells

فعل — دوباره تعریف کردن

دوباره تعریف کردنروایت مجدد

یک داستان را دوباره تعریف کردن، معمولاً با تغییر یا زاویه دید متفاوت.

To tell a story again, often with changes or from a different perspective.

«بازگویی داستان افسانه توسط مادربزرگ جذاب بود.»

The grandmother’s retelling of the legend was captivating.

«فیلم روایت مجدد یک قصه معروف است.»

The movie is a retelling of a famous fairy tale.

تفاوت با واژه‌های مشابه
recountبازگویی کردن

رایج. تعریف رسمی یا روایی دوباره.

Common. Formal or narrative telling again.

متضادها

گزارش مشکل ترجمه

اگر مشکلی در ترجمه این واژه مشاهده کردید، لطفاً به ما اطلاع دهید.

امتیاز ترجمه(اختیاری)

0/2000